ميرزا محمد حيدر دوغلات

269

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حاصل كرده جدا شد و به خراسان رفت . عجبتر آنكه به اين جمعيت محافظت ملك خود نكرد و از خراسان اندك كومك طلبيده « 1 » به سر قندوز آمد و به سهولت هرچه كمتر كشته شد . هر آينه عواقب مخدوم و مخدوم‌زاده كشى و خيم مىباشد . اما پادشاه در يك شب صاحب بيست هزار كس شد و امراى نيكوى پر اسباب مثل باقى چغانيانى « 2 » 53 و سلطان احمد قراول و باقى تيله « 3 » فروش « 4 » و غيرهم مهمات پادشاه را متصدى شدند و عزيمت كابل كردند . در كابل بعد از عم پادشاه كه اولوغ بيگ ميرزاى كابلى باشد ، مقيم بن ذوالنون « 5 » 54 ارغون كه يكى از ميرزاده‌هاى سلطان حسينى است ، كابل را متصرف شده بود . به مجرد وصول دولت موصول پادشاه ، « 6 » در مقابله آمد و بى از زياده جنگى هزيمت نموده متحصن به قلعه كابل شد . آخر تاب نياورد ، امان طلبيده قلعه را تسليم نمود . پادشاه به عهد خود وفا نمود و او را مع اسباب و متعلقات به سلامت رخصت قندهار داد . « 7 » از آن تاريخ كه سنه تسع و تسعمايه 55 بود تا اين زمان كه سنه ثمان « 8 » و اربعين و تسعمايه 56 است ، كابل به دست پادشاه و اتباع شاه مستقر مانده است . و سخن اينجا « 9 » رسيد واقعات سلطان سعيد خان و حكايات پدرم و رفتن او به خراسان و وقايعى كه به احوال پادشاه كه بعد از اين جارى گشته موقوف عليه افتاده است و پيشتر از اين مختصر نشر مناقب « 10 » جليه خان « 11 » مذكور است . « 12 » پس اوايل حال او را بر سبيل مجمل و اواخر احوال او را به طريق مفصل بيان كردن واجب نمود . آغاز داستان سلطان سعيد خان ابن سلطان احمد خان ابن سلطان يونس خان و شرح ابتلا « 13 » و بلايا و محن كه او را در اوايل حال پيش آمده چون 57 حضرت ملك ملوك الآفاق ( 107 پ ) و مالك الملك بالاستحقاق -

--> ( 1 ) . نت : طلبيد . ( 2 ) . نت : جناى ناقى . ( 3 ) . نت : بنده . ( 4 ) . نب ، نت : فرش . ( 5 ) . نب : ذالنون . ( 6 ) . نت : + او . ( 7 ) . نت : قندوز . ( 8 ) . نت : ثمانه . ( 9 ) . نت : بدينجا . ( 10 ) . نت : ثناقب . ( 11 ) . نت : عثمان . ( 12 ) . نگ : - موقوف عليه . . . است . ( 13 ) . نت : يا